محمد بن على ظهيرى سمرقندى
248
سندباد نامه ( فارسى )
ص 20 ( 1 ) ترجمه : عروسان نرماندامى هستند كه برخى از آنها پستان برآمده است كه به شگفت مىافكند و برخى ديگر نارپستان رسيده است . لفظهايش رشتهاى از سحر و جادوست كه از درّ و گوهر آكنده است . ( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 2 ، ص 377 ) ترجمه : اينك كه ميل دوستى را برانگيختى ، بامدادى درنگ كن و پاسخ تحيّت ما را بده كه ما نيز بر تو درود مىفرستيم . ( 3 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 2 ، ص 377 ) ترجمه : به كدامين حكم روزگار به جاى آهوى اهلى خود به شكار آهوى بيابانها مىپردازى ؟ ( 4 ) ترجمه : خداوند اركان آن را برافراشته و پايههايش را استوار كناد . ص 21 ( 1 ) ترجمه : خداوند يارانش را گرامى كناد . ( 2 ) ترجمه : خداوند بر آن توانا و توفيقدهندهء آن است . ص 22 ( 1 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 2 ، ص 342 ) ترجمه : مردم [ پيش از ما ] هم اينگونه زيستهاند . گاهى با هم جمع و زمانى از يكديگر جدا . يكى مىميرد و يكى زاده مىشود . يكى دوستدار و يكى دشمن ، ( امثال و حكم ، محمد بن ابى بكر عبد القادر رازى ، ص 121 ) ( 2 ) اين رباعى در اغراض السياسه ، شعار ، ص 237 نيز آمده است . ( 3 ) از ابراهيم بن عثمان الغزّى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 29 ) ترجمه : اگر هرآينه جرير و فرزدق نبودند ، ياد نيكويى از بنى مروان پابرجا نبود . و از همهء آنچه آل سامان گرد كردند ، تنها ثناى رودكى را مىبينى كه جاودانى شده است و از جميع آنچه ساسانيان در دنيا به دست آوردند ، نواى باربد را باقى مىيابى . پادشاهان غسان رفتند و تنها آنچه حسّان در بارهء آنها گفته بود ، فانى نشد . ص 23 ( 1 ) از رشيد الدين وطواط ( ديوان ، نفيسى ، ص 140 ) در اغراض السياسه ، شعار ، صص 91 و 182 نيز آمده است . ( 2 ) ترجمه : به تحقيق من بر ديگران پيشى گرفتم با الفاظ دلربايى كه چون مرواريدهاى ميان دانههاى گردنبند است . ( 3 ) ترجمه : و او [ خداوند ] بر آن قادر است . ص 24 ( 1 ) از ابو الفرج رونى ( ديوان ، چايكين ، ص 60 ) و يك بيت ديگر آن نيز در صفحه 179 آمده است . در اغراض السياسه ، شعار ، ص 264 نيز آمده است . ص 25 ( 1 ) از ابراهيم الغزّى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 415 ) ترجمه : بگير آنچه را كه بىرنج سهم تو شده است كه زندگى فريبنده است و روزگار گاهى داد و زمانى ستم روا مىدارد . البته بر